حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2629

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كتاب 15 ، و 24 ، بند 21 ) و كزنفون ، چنان كه گذشت ، در كتاب سفر جنگى كوروش كوچك « 1 » اين طرف فرات را عربستان ناميده ( صفحه 1008 اين تأليف ) و ميگويد ، كه قشون كوروش در مدّت 5 روز 35 فرسنگ در بيابانهاى كوير عربستان پيمود تا به شهر كرنت رسيد . بقول دنيس تل‌ماها « 2 » خليفهء بزرگ ادس ( تاريخ خسرون ، صفحه 27 و 63 ) اوّل كسى ، كه در اينجا بتخت نشست اورروا « 3 » پسر خويا « 4 » بود ( سنه 136 ق . م ) . او پنجسال سلطنت كرد و ادس بنام او معروف شد . پروكوپ ، در كتاب خود موسوم بجنگ‌هاى پارس ( فصل اوّل ، بند 17 ) نام اين شخص را اسرهه « 5 » نوشته و گويد ، كه ادس و حوالى آن از نام اين پادشاه اسرهن « 6 » نام دارد و او در زمانى ، كه اهالى اين صفحه متّحدين پارسيها بودند ، در اينجا سلطنت داشت . گمان قوى ميرود ، كه پروكوپ بهتر نام اين صفحه را ضبط كرده ، زيرا اسرهه همان خسرو پارسى است ، كه در زبانهاى غيرپارسى بانواع و اقسام تصحيف كرده‌اند : اسرهه - خسروس - كسرى - خسره و غيره و غيره . اما نام ادس ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، نام مقدونى است . سلوكيها به ياد شهرى بدين اسم ، كه در مقدونيّه بود ، اين شهر را هم ادس ناميدند . ارامنه اين شهر را اوررا « 7 » و اعراب روها « 8 » يا روحا ميناميدند . عقيده اعراب اين بود ، كه اين شهر از قديم‌ترين شهرهاى آسيا است . اكنون اين شهر را اورفا نامند . چنين به نظر ميآيد ، كه پادشاهان يا حكّام اوّلى اين شهر را اشكانيان ارمنستان معيّن ميكردند . بعد حكومت در اينجا ارثى شد و شاهان اشكانى ايران اين حق را شناختند بنابراين جاهائى ، كه نويسندگان عهد قديم لفظ پارس را استعمال ميكنند ، بايد مقصودشان پارت باشد ، زيرا در دورهء اشكانى پارس بجاى پارت زياد استعمال مىشود ، چنان كه در دوره هخامنشى ماد بجاى پارس گاهى استعمال ميشد

--> ( 1 ) - Expedition de Cyrus . ( 2 ) - Denys de Tel - Maha . ( 3 ) - Orrhoi . ( 4 ) - Khevia . ( 5 ) - Osrhoes . ( 6 ) - Osrhoene . ( 7 ) - Ourrha . ( 8 ) - Rouha .